ازدواج موقت
"ازدواج موقت:"
جنگ و ستیز دین با غرایز انسانی
از زمانیکه " ازدواج موقت " بعنوان یک راهکار اسلامی در پاسخگوئی به نیازها و غرایز جوانان از جانب وزیر کشور، حجت الاسلام پور محمدی مطرح گردیده است، منتقدین و متخصصین در باره سود و زیان و ایرادات اجرائی اش به بحث پرداخته اند و بعضی آنرا غیر عقلانی و نا عالانه و تقویت و تحکیم سلطه مرد بر زن دانسته اند. اینجا قصد آن نداریم که به تکرار آن ایرادها و نقادی ها بپردازیم. بلکه غرض آنست که نشان دهیم که طرح مسئله نیازها و غرایز جوانان و راهکار آن ازدواج موقت بر چه بنیش و نگرشی بنیان گذاشته شده است. پس از این بررسی است که میتوان دشمنی و ستیز دین را با غرایز طبیعی انسان بوضوح بیشتری مشاهده نمود.
وقتی دین همخوابه قدرت میشود، جامعه ضرورتا روی به زمانها دور و گذشته می کند. گذشته میشود چراغ رهنمای حال و آینده. احکام دین را در حل مشکلات در دورانی که "مابعد مدرن " نامیده شده است، بکار گرفته که مستقل از زمان و مکان است وجاری در هر"عصر و مصری" یعنی احکامی که مطلق اند و تغییر ناپذیر. بدون تردید حکومت دین تن به ضرورتهای مادی دینای مدرن میدهد و بالاجبار با دینای مدرن بلحاظ مادی خود را تطابق میدهد. چرا که حکومت هم به طیاره محتاج است هم به بمب و تانک و موشک، هم به کامپیوتر و صنعت و تکنولوژی. حکومت دین در استفاده از ابزار و آلات مدرن هیچ شک و تردیدی بخود راه نمیدهد. اما وقتی به افراد بشر و حق و حقوق و آزادیهای انسان میرسد بدوران بدوی باز میگردد و بانسان همچون یک بنده فرمانبر و یا کودک گناهکاری می نگرد که باید پیوسته طلب مغفرت کند و "براه مستقیم" از بیرون هدایت شود. در بینش امامپرستان، بشر نیازی به اندیشه و بدعت ندارد، در این زمینه نمیتواند با علم الهی رقابت کند. دین همه نیازهای بشر را شناخته و بآن پاسخ گفته است. طبق گزارش شرق، حجت الاسلام پور محمدی، وزیر کشور
در نخستين همايش هم انديشي حجاب، مسووليت ها و اختيارات دولت اسلامي، ترويج ازدواج موقت را يکي از راه هاي رفع مشکل اجتماعي جوانان در زمينه ازدواج دانست و گفت؛ اسلام، دين جامع و کاملي است و براي تمامي رفتارها و نيازها راهکار دارد که ازدواج موقت، يکي از راهکارهاي پاسخگويي به نياز جوانان است. به گزارش فارس وزير کشور گفت؛ ما نبايد از ترويج ازدواج موقت جوانان در جامعه که حکم خدا است، پروا داشته باشيم و اين مساله بايد با جسارت در کشور ترويج شود
در همان همایش وزیر کشور با تعجب می گوید: مگر امکان دارد که اسلام نسبت به جوان 15 ساله اي که خداوند شهوت را در وجود او قرار داده، بي تفاوت باشد؟
چرا چنین امکانی نمیتواند وجود داشته باشد؟ پاسخ آن روشن است: "دین اسلام جامع و کامل" است. آنچه را که بجوئی، در اسلام خواهی یافت. هرچه بشر میداند و آنچه که نمیداند اسلام میداند. اگر اسلام از دردی که جوان 15 ساله از آن رنج میبرد، غافل نمانده است و نسخه درمانش را (ازدواج موقت) در بیش از یکهزو چهارصد سال پیش نیز ارائه داده است، پس بدان که اسلام نه تنها به بود و نبود و هستی و نیستی آگاهی دارد بلکه برای بودن و زیستن احکام نهائی صادر کرده است از جمله حکم " ازدواج موقت". بنا بقول آقای حجت الاسلام پور محمدی، "این امر خدا است و از اجرای امر خدا نباید که پروا داشت".
چنین بنطر رسد که امروز نیازها و غرایز طبیعی انسانها از جمله لذت جوئی جوانان حکومت دین را سخت هراسان ساخته است. هیچ چیز همچون غرایز طبیعی انسان، دین را آشفته و مظطرب نمیسازد. آنجا که غرایز طبیعی انسان حضور دارد، دین ضعیف است و فروتن، با پند و اندرز، موعظه و خطابه سعی کند در وجود باوردار رخنه کند و از آن طریق غرایزیش را نفی و یا تابع احکام دینی سازد. به این البته دین مجبور نیست که اکتفا کند وقتی در مسند قهر و قدرت نشیند. دار مجازات را برپا و نظام تسلیم و اطاعت را برقرار سازد که غرایز طبیعی انسان را در کنترل خود در آرد. بعبارت دیگر، جنگ و ستیز دین با غرایز انسانی، در نهاد دین نهفته است. رسالت دین بر اساس نفی و کنترل غرایز انسانی قرار گرفته است. دین انسان را از لذت جوئی برحذر میدارد. حتی هدف آمیزشهای جنسی باید تولید مثل باشد نه در سوی ارضای شهوت. چه اگر انسان گوش بفرمان غرایزش فرا دهد، از دین و انضباط دینی میگریزد. یا بعکس اگر دین باوری، باید که نیا زهای غریزی خود را یا نفی نموده و یا مطیع و فرمانبردار دین سازی. بعنوان مثال لذت جوئی و شادی وطرب، رقص و پایکوبی، نمایش زیبائیها، ابراز عشق و مهربانی، هرگونه تماسی بین زن و مرد، مذموم و قبیح است در دین امام برستان. بهمن دلیل به محض ظهور بر مسند قدرت دین تیغ و تازیانه برکشید که غرایز طبیعی انسان را تحت کنترل و سلطه خود در آورد.
بی درنگ حجاب را اجباری ساخت که مبادا موی سر زن و یا عریانی قوزک پایش و یا برجستگی اندامش، احساسات مرد را تحریک و بر انگیخته کند. حجاب را برقرار ساخت و ارتباط بین زن و مرد را جرم شناخت. در همه ی اماکن عمومی مرد و زن را از یکدیگر جدا نمود. در واقع یکی از ستونهای حکومت دین بر جدائی زن از مرد بنیان گذارده شده است. آنچه این جدائی را ضروری سازد نیاز دین به انقیاد کشیدن غرایز طبیعی انسانی ست. از اینرو دین در بدو جلوس بر مسند قدرت، غیرتمداران دیندار، فاحشه خانه های رسمی را بآتش کشیدند، بآن امید که غریزه جنسی را نفی و آنرا تابع احکام و انضباط دینی سازند. مصرف و تولید الکل یکی از جرائم کبیره گردید در آن تصور که غریزه خوش زیستی را در زندگی منهدم کنند. بطور خلاصه هرنوع فعالیتی که به نحوی در ارتباط با ارضای غرایز طبیعی انسان قرار میگرفت یا محدود گردید و یا از بیخ و بن برکنده شد. بساط موسیقی پاپ برچیده شد و تنوع و خلاقیت در آن محدود گردید. صدای زن برای همیشه خاموش گردید. چرا که صدای زن برخلاف صدای مرد، احساسات و عواطف را تحت تاثیر قرار میدهد. در تاتر و سینما قواعد و مقررات جدید بوجود آورد، و وزارتی بنام وزارت " ارشاد" بنا گذشت و نهادهائی همچون" نهی ازمنکر و امر بمعروف" را در سطح جامعه فعال ساخت. کاباره ها، مشروب فرشیها و رستورانها را تعصیل نمود. بعبارت دیگر،. دین وقتی استوار و پابر جاست که بتواند غرایز انسانی را در کنترل خود گرفته و آنرا در جهت سود خویش شکل و صورت بخشد.
کنترل غریزه انسانی است که حجت الالسلام را بر آن داشته است که درب صندوق جادوئی اسلام را بگشاید و راهکار پاسخگوئی به نیازجنسی انسان را بیرون کشد. او نمیگوید که اسلام انضباط میخواهد و دوست دارد بر همه شئون زندگی انسانی سلطه افکنده و او را تابع و فرمانبردار و مطیع سازد. که در پی آنست که ارضای شهوت جوان را تابع احکام الهی و آداب ازدواج موقت کند. ازدواج موقت برای وزیر کشور وسیله ای موثر است برای رام و مهار نمودن غرایز سرکش جوانان، وسیله ایکه شور و عصیان را در جوان با لحظه ای همآغوشی فرومی نشاند و جوانانی مفید، مطیع و سربزیر بوجود آورد. انیستکه ازدواج موقت در اصل یک راهکار امنیتی و سیاسی است. اطفای شهوت جوانان، بآرامش و ثبات میانجامد.
آقای حجت الاسلام بعید بنظر میرسد که آماده پذیرائی این واقعیت باشد که حکومت دین در اجرای برنامه کنترل غرایز طبیعی انسانی شکست خورده است. شک و تردیدی نیست که مردم به انضباط حجاب و مقررات جدائی زن از مرد و یا امتناع از مصرف نوشابه های الکلی تن دهند. اما ازپاسخگوئی بغریزه لذت جوئی هرگز باز نایستاده اند. آموخته اند که هر فعالیتی که حکومت دین قبیح و جرم شناخته است، ینهان ساخته و در خفا از آن بهره گیرند. حجابها، دوراز چشم قدرت بر گرفته شده و زیبائیهای تحسین آفرین بنمایش گزارده ومرزهای حرامی و حلالی در هم ریخته میشود. دخترها و پسرها از روزنه هم که شده است یکدیگر را زیر نظر دارند و با یکدیگر روابط صمیمانه برقرار میکنند. مجالس شادی و طرب برقرار میشود بدون رعایت انضباط حجاب و جدائی زن از مرد. مشروبات الکلی هم تولید میشود و هم از خارج وارد میشود و هم بفراوانی مصرف میشود. در اینجا میتوان بجرات گفت که آنکه تحت حکومت دین میزیید دارای یک زیست دوگانه است. در بیرون تن بانضباط دهد نقش فرمانبرداری را بسهولت اجرا کند و در پنهان به ارضای غرایز طبیعی و انسانی خود میپردازد.
بیانات حجت الاسلام بلحاظ دیگری هم دارای اهمیت است و آنهم نگرشی ست که به آن جوان 15 ساله دارد. از آن جوان بگونه ای یاد میکند که هم اکنون در آتش شهوت در حال سوختن است، که هرچه زودتر باید خاموش گردد و گرنه " تخلفات و تبعات " بزرگتری را سبب گردد. این نگاه محدود و خشک بانسان است که در اینجا مورد نظر است. حجت الاسلام این جوان را یک انسان ساده و یک وجهی می بیند. نه انسانی با انگیزه و اندیشه های پیچیده و غامض. و یا انسانی با شعور و آگاهی بعقل و درایتی که غرایز لذت جوی خود را همساز و هم آهنگ سازد با واقعیت و شرایط بیرونی. با این انسان، یعنی انسانی که خود برگزیند و خود ارزش آفریند، آقای حجت الاسلام، وزیرکشور بیگانه است. این غریزه جنسی نیست که جوان 15 ساله از آن رنج میبرد، بلکه از خواری و حقارتی رنج میبرد که نتیجه نفی حق گزینش اوست بعنوان یک انسان آزاد.
آقای وزیرکشور این محرومیت از حق گزینش است که جوان را رنج میدهد. شما ارتباط و آمیزش، معاشرت و دوستی بین دختر و پسر را یک جرم شناخته اید. نیاز باین رابطه انسانی و طبیعی ست. جذبه و کششی که در این رابطه وجود دارد صرفا شهوی نیست که با نسخه ازدواج موقت ارضا شود. آقای وزیر کشور، در حکومت دین عشق و عاشقی جرم و جنایت است. حجاب را بر قرار کرده اید که زیبائیها را پنهان سازید و مرد را از نگاه و تحسین زن محروم ساخته اید، اما باو اجازه میدهید که تحت مقررات ازدواج موقت باطفای شهوت خود بپردازد. جوان 15 ساله جنس مخالف. میخواهد آزاد باشد و خود برگزیند بی آنکه مورد میخواهد آزاد باشد در برقراری
اتعقیب قرار گیرد. حکومت دین از یکطرف غیرت و تعصب را برای کنترل غرایز طبیعی انسانی، تبلیغ و ترویج میکند اما باازدواج موقت کلاه شرعی میسازد که بر ویرانه های فاحشه خانه هائیکه خود بآتش کشیده است، فاحشه خانه های جدیدی را بنا کند.
آری حکومت دین نمیتواند بجوان 15 ساله اعتماد داشته باشد، بعقل و درایت او، بظرفیت و توانائی او در کنترل و همساز و همآهنگ ساختن غرایز سرکش خود، با واقعیت و شرایط بیرونی. حکومت دین، آزادی گزینش را نشان ضعف و افول خویش می پندارد. حجت الاسلام وقتی میگوید "اسلام دین جامع و کامل" است، در اصل حق گزینش را نفی میکند. آنچه اسلام برگزیده است، برحق است، الهی است و هرگز بانحراف نرود. اما جوان نیازمند کشف خویش است. احکام از پیش ساخته او را از این امر محروم و ظرفیت خلاقیت و آفرینش را در او محدود نماید، اگر بطور کلی نابود نسازد. جوان ایرانی می خواهد آزاد باشد در بیان خویش، در نمایش چیستی خویش، بدون ترس و واهمه از پاسدار دین وتنبیه و مجازات. اما آقای وزیرکشور حق دارند که نگران شهوت این جوان باشد. چون این جوان تشنه آزادیست، نه نیازمند ازدواج موقت.

<< Home