ولایت فقیه کشور در همه عرصه ها
ولایت فقیه
كشور در همه عرصه ها
در حال حركت رو به جلو است
در حکومت دین، رئیس جمهور را مردم برگزینند. اما او گزارش تصمیمهای مهم و رتق و فتق امور داخلی و خارجی را باید بحضور ولایت فقیه ارائه داده و تایید و تصدیق بگیرد. بدون توشیح وی، هیج تصمیمی بعمل در نیاید. حرف و نظر ولایت فقیه آخری و نهائی ست که بازتابی ست از اراده الهی. بدین منظور رئیس جمهور در یکشنبه (دهم تیر) بحضور ولایت فقیه، جانشین امام عصر روی زمین، شرفیاب شد. آنچه خبرگزاریها و مطبوعات گزارش کرده اند، سخنان و فرمایشات ولایت فقیه بوده است. اینکه آقای رئیس جمهور در این شرفیابی چه گفته است دقیقا روشن نیست. اما زمان این شرفیابی که پس ازرسمی شدن جیره بندی بنزین در سه شنبه هفته پیش از آن، خود گویای این نیاز است که وحدت و همآهنگی بین نهادهای اجرایی و قانونی از ولایت فقیه گرفته تا دولت و مجلس، بنمایش گذارده و اطیمنان و خاطرجمعی عمیقتری را در سطح جامعه به وجود آورد. در این نشست حضرت ولی فقیه با علم بیکران الهی شان، تجزیه وتحلیلی از شرایط موجود ارائه، پند و اندارزها و رهنمودهائی صادر فرمودند که قصد آن داریم با دقت بیشتری نظری بآن افکنیم.
قبل از آنکه باصل مطلب برسیم، یاد آوری این نکته لازم است، که گفتار ولایت فقیه، مهمترین گفتاری است که ممکن است در جامعه ما بیان شود. گفتار او تعین کننده است. آنچه او میگوید بالاتر از قانون است. حرف او عقلانی و الهی ست، حقیقت نهایی. در چنین صورتی آیا میتوان سخنان ولایت فقیه را، سخنانی که بیش از هر سخن دیگری تاثیر گذار در زندگی روزمره است، بدقت مطاله نکنیم و در خوانش آن سخت نکوشیم؟ فهم سخنان ولایت فقیه ضروریست اگر مشتاق باشی که بدانی کیست که بر ما حکومت میکند و بکدام سوی ما را رهنمون میسازد. زیرا که رویاها و تخیلات، تصمیمات و تدابیر او ست که تبدیل بواقعیتی ملموس و تلخ و کابوس گونه برای ملت شود. باین دلیل خوانش گفتار ولایت فقیه را نباید امری ساده تصور نمود. چرا که گفتار وی همچون آموزه های دینی، دارای ظاهری است و باطنی، مثل کلمات الهی. اگر بخواهی شناخت خود از فقیه ولی ارتقاع دهی و کیستی و چیستی او را دریابی باید که در خوانش گفتار او ذره بین بکار گیری تا از معانی ظاهری در گذری و به کشف باطن و اصل حرفش نایل آیی . اگر چنین کنیم، در خواهیم یافت، سخنان ولایت فقیه علیرغم اقتدار و برندگیش، سخنانی ست که دارای ابهامات بسیاراست. و این خود نتیجه فریب قدرت است که سبب شود حضرت ولایت فقیه از دریافت واقعیتها سر باز زند و ما، ملت را بسوی تاریکی رهنمون سازد . گفتار ابهام آمیز و واژگون سازی واقعیت، یکی از ویژگیهای علم دینداری است و بازتاب آنرا نیز در تجزیه و تحلیلی که حضرت ولایت فقیه از شرایط ارائه میدهد، میتوان مشاهده نمود.
در نسشت دهم تیر، حضرت ولایت فقیه تمام برنامه ها و تصیمیات ریاست جمهوری را از برقراری "امنیت اجتماعی" گرفته تا جیره بندی بنزین، تایید نموده و مورد ستایش و تقدیر قرار داد و اوضاع کنونی کشور را تحت مدیریت کارگزار خویش چنین توصیف نمود:
امروز كشور در همه عرصهها در حال حركت رو به جلوست و بايد با برنامهريزي، اولويتبندي، تدبير همهجانبه و تلاش پيگير و استفاده از جوانان بااستعداد و باانگيزه، مسير پيشرفت مادي و معنوي كشور با قدرت و قوت و در چارچوب سند چشمانداز 20 ساله ادامه يابد.
در زیر ذره بین، کلمه "جلو" خود نمایی میکند. بدشواری میتوان گفت "جلو" چه گونه مکان و زمانی است. مسلم است که یک مفهوم مطلق نمیتواند باشد. حرکت بجلو میتواند، حرکت بسوی ذات الهی خوانده شود بویژه از راه جهاد و شهادت و یا جنگ و خونریزی در دست یابی به زندگی ابدی، و یا گام نهادن در راه انبیا، راه دعوت و سپس احکام نهایی و هم چنین میتواند در آغوش کشیدن ارمانهای تمدن غربی باشد ، آزادی بر اساس تساوی در برابر قوانین بشری و رقابت آزاد در بازار سرمایه و سرمایه داری. بدرستی روشن نیست که وقتی حضرت ولایت فقیه از حرکت بجلو در همه عرصه ها سخن بمیان میاورد، آیا بدان معناست که نه شکمی گرسنه مانده است، نه پیر و ناتوانی، بی جا و مکان. نه گرانی هست و نه بیکاری، نه محنت هست و نه تنگدستی، نه بی عدالتی است و نا برابری، نه وابستگی و عقب ماندگی؟ یا آنکه باید تحقیر و خوار نمودن جوانان تحت مباره با "بد حجابی" و جمع آوری "اراذل و اوباش" را قدمی به "جلو" خواند، و یا گسترش تحریمات اقتصادی؟ شاید منظورشان دست یابی بعلم و دانش هسته ایست، البته اگر فقر و وابستگی در تولید بنزین را نادیده انگاریم.
حضرت ولایت فقیه نمیگوید که در "چشم انداز بیست ساله" بکجا خواهیم رسید. اما فرض برا آن است که فاصله از اینجا تا آنجا را میتوان د ر بیست سال زمان پیمود. آنجا که همه چیز درست و راست و ریست شده، کژی و کاستی ها همه از میان میرود. نه گدایی بجا ماند و نه گرسنه ای، نه پیری بی خانمان ماند و نه جوانی بیکار، مساجد همه غلغله زند از دینداران. خوشی میشود آندیشه بخدا و عبادت و نیایش، نه استماع موزیک و تفریحات و سرگرمیهای سبک و اغوا کننده. نه بدحجابی خواهد بود و نه اراذل و اوباش. حضرت ولایت فقیه زیرک و داناست. وعده آینده را میدهد که از حسابرسی سی سال گذشته بگریزد. سی سالی که کشور بجای آنکه مستقل و آزاد شود، با در نظر گرفتن ثروتی که داراست، بیش از همیشه وابسته، فقیر و عقب مانده تر گردیده است. چه چیزی میتواند توجیه گر عرضه بنزین بمردم ایران بقیمت رایگان باشد در این سی سالی که حکومت دین بر اقتصاد جامعه سلطه افکنده است؟ سود و چرخش صنایع مونتاژ خود رو. و یا روپوشی یک بحران عمیقتر اقتصادی، تورم و گرانی غیر قابل کنترل؟
حضرت ولایت فقیه سپس به بررسی کار کرد دولت نهم میپردازد. اولین و مهمترین اقدامات آقای احمدی نژاد را احیا، زنده ساختن و بازگرداندن شعارهای انقلاب و شور انقلابی در میان مردم میخواند و از این بابت بسیار اظهار رضایت میکند:
در سالهاي گذشته برخي افراد و حتي برخي مخلصان انقلاب، تصور ميكردند شعارهاي اصلي انقلاب اسلامي همچون سربلندي اسلام، عدالت، مبارزه با استكبار و تلاش براي رفع محروميت، ديگر جايگاهي ندارند و دوران آنها به پايان رسيده است و حتي برخي به اين شعارها گستاخي و جسارت نيز كردند اما به همت مردم و روي كار آمدن دولت نهم، اين شعارها و ارزشها بار ديگر احيا شده است( بنقل از اعتماد ملی، نهم تیر)
چنین بنظر میرسد که حضرت ولایت فقیه، شعار و شور را برای شعار و شور میخواهند. گویی که مهمترین مسئله در جامعه و دلیل فروافتی آن در همه عرصه ها بی اعتنایی به شعارهای انقلابی بوده است. سی سال محرومیت و محنت تحت حکومت دین مهم نیست. باید شعار جهاد و شهادت داد. عدالت اگر نیست باید پرچمش را باهتزاز در آری. وابسته و بنده ایم، شعار استقلال و آزادی باید فریاد زنیم. وانگهی مگر مهمترین شعارهای انقلاب، "مرگ بر آمریکا" مرده است که دو باره احیا شود. آیا بوده است جمعه ی مقدسی بدون فریاد مرگ بر آمریکا در سی سال گذشته؟ آیا مرگ بر آمریکا بزرگترین تابلو ها بر در و دیوار هر گذری پاک و شسته ور فته شده است؟ شعار در نهاد حکومت دینی نهفته است. همه چیز را با شعار در همه عرصه ها به پیش میراند. در شعار نیرویی تسکین بخش میبیند که میتواند ما را از واقعیت ها هر چه بیشتر دور سازد، مثل شعار اصلی انقلاب مرگ بر آمریکا و یا شعار جنگ هشت ساله "فتح قدس از راه کربلا." ولایت فقیه احیای این شعار ها و ارزشها را از مهمترین دستآوردهای دولت نهم مینامد وآقای احمدی نژاد را نیز اول از همه بلحاظ، شعاری بودنش می ستاید. و باید اعتراف کرد، که رئیس جمهور نیز در این زمینه مرزهای نوینی در خلق شور و شعار انقلابی بوجود آورده است. او راه انبیا را به تمام رهبران دنیا ارائه داده است. نابودی اسرائیل و کذب هالوکاست را بر سر زبانها در سراسر دنیا انداخته است. پرچم عدالت را بدست مردم ایران سپرده و با شعار گسترش فرهنگ انساندوستی و جنبش هسته ای، مردم را پر از غرور و شیفته خود ساخته. آنهم در مدتی بسیار کوتاه.
با وجود این اعتماد و خوشبینی به چرخش و گردش حکومت دین، ولایت فقیه به "مشکلات" اشارات کوچکی نموده، و با بی میلی بارتکاب "اشتباهاتی" اعتراف میکند. ولی علت آن مشکلات را باز گشت بدوران سلطه استبدادی قاجاریه و پهلوی میدهد. بزبان دیگر نباید آن مرضی (وابستگی) که دویست سال مزمن شده است به حکومت دین در سی سال گذشته نسبت داد. تاریخ و فرهنگ مسئول است نه حکومت دین. بنا بر روایت عتماد ملی:
حضرت آيتا... خامنهاي با اشاره به تسلط طولاني حكومتهاي استبدادي قاجار و پهلوي بر كشور و مشكلات مزمن به جا مانده از آن دورانها و احتمالاً برخي اشتباهات صورتگرفته بعد از انقلاب...
بنطر میرسد حضرت ولایت فقیه با تمام زیرکی اش خود را در زحمت میبیند که توضیح دهد که کدام اند آن "مشکلات مزمن" و چه "اشتباهاتی" از چه نوع و بوسیله چه کسانی صورت گرفته است. آیا از وابستگی و عقب ماندگی مشکل مزمن تری هم در جامعه ما وجود دارد؟ سی سال است که از سلطه حکومت دین، برهبری ولایت فقیه میگذرد، کیست مسئول وابسته ساختن یکی از بزرگترین کشورها تولید کننده نفت را بمصرف بنزینی که در کشورهانی تولید میشود که خود استعماری و استکباری مینامید ؟ اما ولایت فقیه نادانسته و در پرده، اعترافی دیگری نیز میکند که حاکی از بحرانی بودن زمان است که نیازمند تصمیم گیریهای قاطع، برنده و شجاعانه است که آن مشکل مزمن دویست ساله را حل کند، نه آن مشکلی (وابستگی به بنزین خارجی) که حکومت دین خود خالق آن بوده است. ولایت فقیه در ادامه عبارت بالا میافزاید که:
در چنين شرايطي كه كشور از يك طرف به كار و تلاش خستگيناپذير احتياج دارد و از طرف ديگر هم ظرفيتها و استعدادهاي فراوان و نيروهاي بااخلاص و كارآمد براي خدمت به مردم وجود دارند، رفع مشكلات كشور، نيازمند اقدامات شجاعانه و در عين حال مدبرانه و برنامهريزي شده است. رهبر انقلاب اسلامي يكي از ويژگيهاي بارز دولت نهم را شجاعت در اقدام برشمردند و افزودند: مساله بنزين از جمله اين كارهاست كه دولت شجاعانه تصميمگيري و اقدام كرد كه البته بايد با بررسي همه جوانب آن، اجراي اين تصميم ادامه يابد. ايشان با اشاره به اختصاص 40 هزار ميليارد تومان يارانه انرژي خاطرنشان كردند: اگر از اين مبلغ گزاف به تدريج كاسته شود، قطعاً صرف مسائل مربوط به زندگي مردم، اشتغال، سرمايهگذاريهاي گوناگون و احداث مدرسه و جاده خواهد شد. ايشان در همين خصوص افزودند: برخي انتقادها و ايرادهايي كه بيان ميشود از روي دلسوزي است كه با اطلاعرساني صحيح و توضيح كامل نگرانيها برطرف خواهد شد(اعتماد ملی)..
در اینجا نیز حضرت ولایت فقیه، بعضی چیزها را یا ناگفته میگذارد و یا پنهان میکند و بعضی دیگر را واژگونه میسازد. چرا و بچه دلیل نیازمند "کارو تلاش خستگی ناپذیر" باید باشیم؟ چیست آن "شرایط" که باید چنین سخت بکوشیم. آیا منظور این است که در شرایط جنگی زندگی میکنیم و باید بفکر دفاع از سر زمین مادری باشیم؟ شکی نیست که شرایط باید بحرانی باشد که به تصمیمها قاطع و شجاعانه نیازمندیم. وی برنامه جیره بندی بنزین را نمونه ای از آن تصمیمات شجاعانه ریاست جمهوری معرفی نموده و آنرا مورد تایید و توشیح خود قرار میدهد. البته دقیقا روشن نیست که براساس چه معیار هائی جیره بندی بنزین را یک تصمیم "شجاعانه" تعریف میکنند. چرا که واقعیت آنستکه تصمیم جیره بندی بنزین، تصمیمی بود که منشا آن باید در ابهام میماند. هیچ یک از نهادها و رهبران نظام حاضر نبودند به تنهایی زیر بار مسئولیت این تصمیم بروند و در انظار عموم خود را با آن شناسایی کنند. آقای حداد روز پس از اعلام جیره بندی بخبرنگاران گفت که جیره بندی بنزین را دولت (نه ریاست جمهوری) میخواست. مجلس (نه من) هم همکاری کرد. هیچ محفلی را نمیتوان نام برد که در آن آقای رئیس جمهور از مشکل تولید بنزین و خود کفایی در این زمینه، سخن رانده باشد. او دو سال است که بآستانها سفر میکند وعده "پیشرفت وسعادت" میدهد که ممکن گردد زمانیکه ما بحق خود :خود کفائی در تولید انرژی هسته ای، برسیم. هرگز شعاری مبنی بر جیره بندی بنزین از زبان ایشان بگوش کسی نرسیده است. هرگز سخنی در صرفه جوئی و عدم مصرف بنزین بر زبان نه تنها رئیس جمهور بلکه هیچ یک از رهبران نظام از جمله ولایت فقیه، رانده نشده است. آری فوائد بسیاری ست در صرفه جوئی در مصرف بنزین، اما نباید سوال کرد که چرا امروز اعتراف میکنید. وانگهی رهبر و کار گزاری که در پشت نهادهای ویا افراد ی در رده های پائین، مثل معاونین و سخنگویان و غیره، خود را پنهان میکند مبادا شناسائی شود با جیره بندی بنزین و از در میان گذاشتن حقایق با ملت سر باز میزند، بیشتر زبون و بزدل است تا شجاع. این وظیفه ریاست جمهوری، برگزیده مردم بود که در یک حضور تلویزیونی تصمیم خود را به اطلاع عموم میرساند. تصمیم به جیره بندی بوسیله اعلامیه ای از سوی وزارت نفت باطلاع عموم میرسد، نه آقای رئیس جمهور. چون شعار دادن مسلک اوست، بعدا رئیس جمهور اعلام نمود که با گاز سوز کردن خود روها، بزودی بنزین صادر خواهد کرد.
حضرت ولایت فقیه سپس پند و اندرز خود را ارائه میدهد و دولت را در اطلاع رسانی و بکار برد و استفاده بهتر از وسایل ارتباطات جمعی ترغیب میکند. وی سفرهای استانی رئیس جمهور را هم تایید نموده و به مسئولان توصیه میکند که مفاد مصوبات سفرهای استانی جدی تلقی شده و هر چه زودتر اجرا شود.
سپس، ولایت فقیه تمایل جوانان به سرگرم شدن به " مسایل بی ارزش مادی" را توطئه "شبکه صیهونیستی دنیا" و خطر بزرگی برای پیشرفتهای علمی اعلام میکند. "طرح امنیت اخلاقی و اجتماعی" را نیز بمثابه یک رهکار خنثی ساز دسیسه های صیهونیسبی، بسیار بجا خوانده و ادامه آنرا توصیه میکند. اعتماد ملی گزارش میدهد که:
رهبر انقلاب اسلامي بازدارندگي جوانهاي كشورهاي اسلامي را از مسائل جدي و حركت در مسير رشد علمي و سرگرم كردن آنان به مسائل بيارزش مادي را از سياستهاي رايج شبكه صهيونيستي دنيا و عوامل دولتي آنها برشمردند و افزودند: مقابله با اين برنامهريزي، اگرچه كاري فرهنگي است اما يك وظيفه و حركت شجاعانه سياسي است و از وظايف دولت به شمار ميرود. ايشان اجراي طرح امنيت اخلاقي و اجتماعي را در همين مسير ارزيابي و تأكيد كردند: اجراي اين طرح بسيار مهم است و بايد بدون توجه به جنجالها به تكليف عمل شود. حضرت آيتا... خامنهاي مبارزه با فساد اقتصادي را نيز از جمله وظايف مهم دولت برشمردند و خاطرنشان كردند: مبارزه با مفاسد اقتصادي در داخل دستگاه اجرايي بسيار تأثيرگذارتر از اقدامات دستگاه قضايي است، زيرا وظيفه دولت و دستگاه اجرايي پيشگيري از فساد است.
این سخنان حتی اگر در زیر میکروسکپ هم قرار گیرند، هنوز تاریک و مبهم میمانند. آنچه ابهام آمیز است "مسایل بی ارزش مادی" است. آنرا محکوم میکند بدون آنکه نیازی به توضیح در باره آن به بیند که جوانان بدانند کدامیک از ارزشها ست که توطئه بازدارندگی شبکه صیهونیستی ست. اگر حضرت ولایت فقیه انتظار دارند که جوانان که بنا بر توطئه صیهونیستها، بکافه و پیک نیک میروند.با موزیک وفیلم و سینما و ورزش خود را سرگرمیکنند. بآرایش خود میپردازند، ظواهر عجیب و غریب میسازند و پدیده "بدحجابی" را بوجود میآورند، در واقع باید که وقت خود را در مساجد بگذرانند، کلام الهی را طوطی وار از بهر کنند، تسبیح بدست گیرند و ذکر گویند بگونه ایه از محسنشان طهارت و پاکی ساطع شده، انگشت خود را با انگشتری عقیق مزین سازند. روزه و نمازشان را ترک نکنند، و مطیع و فرمانبردار باشند، چرا بدون رو در بایستی ابلاغ نمیشود و حضرت ولایت فقیه جوانان را در تاریکی و ابهام نگاه میدارد. وانگهی اکر فعالیتهای جوانان، توطئه بازدارندگی بوسیله "شبکه صیهونیستی هاست"، بهتر است که سند و مدارک این توطئه برملا گردد تا جوانان بتوانند خود آنرا شناسایی نموده و بدفع آن بپردازند.
آنچه البته در اینجا ناگفته میماند بیماری مزمن بیکاریست که جوانان ما را سخت عاطل و باطل و شرمسار ساخته است. حضرت ولایت فقیه نقش بیکاری در تخریب و ویرانی شخصیت را نمی بیند اما در نقش صیهونیستها هیچ شک و تردیدی ندارد. جوانی که مدرسه و دانشکاه رفته است بیکار که میماند سربار خانه اش میشود. احساس حقارت میکند و خواری. جوانی که نتواند باستقلال خود دست یابد، خود را در بند و اسیر میبیند. وانگهی او اجازه ندارد به امیال و غرایز خود پاسخگوید و در چهره جنس مخالف نظری افکند. جوان امروز نه تنها از شعل و در آمد محروم است بلکه از عاشق شدن و عشق ورزیدن هم منع مطلق میشود. آنچه امینبت اخلاقی و اجتماعی را تهدید میکند. نبود کار است و اشتغال و بعد محدویتها در برابر روابط سالم بین جوانان که مستقیما نتیجه قصور در سرمایه گذاری در توسعه نیروهای تولیدی ست وسلطه فرهنک تعصب وغیرت. با بگیر و ببند و تعقیب و دستگیری و تنبیه و مجازات بدحجابی میتوان نظام و انظباط را بر قرار ساخت، ولی آنها را نتوان مبدل بیک فرد مفید برای خود و جامعه ساخت اگر صاحب شغل و درآمد نباشد. جوانی بیکار از داشتن امید و آرزو محروم میشود. در چنین جوانی نیروی زندگی تحلیل میرود، خود را در باطلاقی می بیند که اندک اندک او را در خود دفن میسازد. فرهنگ جوانان بازتابی است از زندگی در یک باطلاق وسیع. ارتباط بیکاری با بازدارندگی جوانان را میتوان مستند ساخت ولی بعید بنطر برسد بتوان سندی مبتنی بر توطئه صیهونیستی در تخریب جوانان ارائه نمود. گویا دست یابی بانرژی هسته ای حق مسلم ماست اما داشتن شغل و مستقل بودن حقی نیست که تحصیل آنرا شایسته مبارزه بدانیم. چرا که یکی شعاراست و دیگری یک واقعیت ملموس مادی.
آنگاه نزدیک به پایان خطابه اش، حضرت ولایت فقیه به سیاستهای خارجی حکومت دین اشاره میکنید. بنقل از اعتماد ملی :
حضرت آيتا... خامنهاي همچنين از جمله نقاط قوت دولت نهم را سياست خارجي فعال و تأثيرگذار دانستند و خاطرنشان كردند: موضع جمهوري اسلامي ايران در عرصه سياست خارجي، از ابتدا، موضع تهاجمي بوده است و تبديل اين سياست به موضع تدافعي خطاست و متأسفانه اين خطا گاه اتفاق افتاده است. رهبر انقلاب اسلامي با تأكيد بر اينكه موضع تهاجمي متفاوت با سياست جنگ با دنياست، تصريح كردند: موضع تهاجمي يعني سياست طلبكارانه و جمهوري اسلامي ايران در بسياري از مسائل از دنياي امروز طلبكار است، جمهوري اسلامي ايران در قضيه سياستهاي استكباري، در مساله زن، در مساله ايجاد جنگهاي داخلي و توليد سلاح، در قضيه اشاعه سلاحهاي كشتارجمعي، در زمينه گسترش فرهنگ لااباليگري و اشاعه شهوت جنسي از دنياي به اصطلاح مدرن امروز سوال دارد و طلبكار است.
آنچه اینجا در پیش روی داریم واژگون سازی واقعیت است با مهارت و تردستی بی نظیر. بعنوان مثال "جیره بندی بنزین" را باید یک سیاست تهاجمی و طلبکارانه دانست، حال آنکه در واقع چیزی نیست جز یک واکنش دفاعی در برابر تحریمات اقتصادی و تیره شدن روابط با کشورهای اروپائی و حتی کشورهای کوچک همسایه که روابط و دوستی خود را با آمریکا بر روابط با حکومت دین ترجیح میدهند. وقتی از سر ناچاری به پاره نمودن بندهای وابستگی بکشور های دیگر به کنترل مصرف دست میزنیم، بسختنی میتوان گفت که دشمن را وادار به واکنشی دفاعی ساخته ایم. مگر نه اینکه عدم توانایی در تولید بنزین مورد نیاز یک ضعف بنیانی است. زمانیکه به ضعف درونی خود اعتراف میکنی و در سدد چاره جوئی برآیی، نشانی ست از هراس از خصم، و دلیلی بر تشویش و نگرانی، نه یک سیاست تهاجمی.
حضرت ولایت فقیه سیاستها حکومت دین را سیاستهای "طلبکارانه" توصیف میکند. دقیقا هم همین سیاستهای طلبکارانه است که خصم را آماده حمله نظامی بکشور کرده است. همین سیاستهای طلبکارانه است که باید دست بدامن جوجه دیکتاتورهای لاتین آمریکا شویم، که بنزین مورد نیازمان را بما تحویل دهند. آری، تردیدی نیست که سیاستها خارجی حکومت دین بر اساس انتعامجوئی ست. چرا که خود را پاک و مبرا از هر نا آلودگی میداند. این دشمن شیطان صفت است که در میان ما رخنه میکند، عفاف و پادکدامنی را میرباید، فحشا و بد حجابی براه انداخته، "فرهنگ لاابالی گری" و "شهوت جنسی" را که از خصیصه های دنیای مدرن است، ترویج و اشاعه میدهد. این غریزه های طبیعی بشری نیست که در مرد و زن مسلمان هم پیدا میشود، و آنها را بیکدیگر جلب و علاقمند میسازد، بلکه دسیسه غربی است که سبب بروز "شهوت جنسی" میشود. دنیای خارج از مرزهای حکومت دین، دنیای کفر و آلوده بگناه است، دنیای مدرن است و منحرف ویا بقول حضرت ولایت فقیه دینای "خلافکار. " واقعیت آنستکه "ما خوبیم آنها بد" چیزی نیست جز یک سیاست فریبکارانه، پوششی ست بر ضعفها و نا آرامیها، نشانی بر شکست سلطه سنت و احکام شرعیت در سرکوب ابتدائیترین حق و حقوق بشری. این خصم بیرونی نیست که حکومت دین را هراس و نگران ساخته وسبب برقراری سیاستهای طلبکارانه گردیده است، بلکه تشویش و نگرانی از رشد و نمو مقاومت در درون بر اساس رهائی از نظام تسلیم و اطاعت است و کسب آزادیها و حق و حقوق و خود مختاری. حضرت ولایت فقیه باید بداند که حاشا کردن درد، مرض مزمن را درمانی نیست.

<< Home