free web stats

روشنایی

critic of religion and power

Name:
Location: Iran

Friday, February 08, 2008

احراز صلاحیت : التزام باسلام و یا...





احراز صلاحیت


التزام عملی باسلام


و یا بنظام الهی ارباب-رعیتی؟




تردید نباید داشت که اگر حفظ آبرو و اعتبار در انظار جهانیان مطرح نبود، اگر فقها و آیت اله ها میتوانستند در دعوی خود مبنی بر برتری حکومت اسلامی و سازگاری آن با نظام دموکراسی و شرایط موجود صرف نظر از زمان و مکان تخفیف می دادند، بطور کلی خود را از شر و درد سر انتخابات راحت میکردند। بعبارت دیگر انتخابات در نظام ولایتی – فقاهتی چیزی جز ظاهر سازی نیست। نه تنها انتخابات بلکه آن نهاد هایی که ضرورتا در نتیجه انتخابات پا به عرصه وجود میگذارند، مثل نهادهای قانون اساسی، جمهوری و مجلس شورا و تفکیک قوا، همه در خدمت تجلی نظام استبداد سنتی به صورتی مدرن و دموکرات و یا مردم سالار است. یعنی انتخابات پوششی بیش نیست بر ماهیت نظام ولایتی – فقاهتی که در اصل حکومت مطلقه آیت اله و حجت الاسلام ها ست.

آیا حکومتی که خود را ادامه رسالت و امامت و حکومتی الهی میداند، میتواند سازگار با حاکمیت مردم باشد؟ آیا حکومتی که الهی ست، و کلام الهی منشاء مشروعیت و الهام بخش سیاست های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی آن است، میتواند نیازمند قانونی باشد که ساخته دست بشر بوده و انعکاسی از اراده او؟ آیا شرم آور نخواهد بود که حکومت اسلامی قرآن را که در آن پاسخ همه مشکلات بشر یافت شدنی ست و تامین کننده سعادت و پیشرفت بشر است، به نفغ قانون اساسی کنار گذارد ه شود؟ آنهم تنها به دلیل اجتناب از انگ عقب افتاده و ارتجاعی. به ادبیات فقاهتی، به تفاسیر بیست جلدی کلامی الهی و سخنان رهبران نظام اسلامی از خمینی گرفته تا طالقانی و مطهری بنگرید همه بیانگر این نکته است که اسلام تنها دینی است که تکلیف بشر را به صراحت روشن کرده است. هیچ مشکلی نیست که بشر با آن روبرو شود و راهکار آنرا در قرآن نیابد. هرچه که بشر اندیشیده است و خواهد اندیشید همه گفته و در قرآن پیش بینی شده است. پس نیاز بگفتن نیست که در حکومت اسلامی، کتاب قرآن است که حاکم است و حکومت ولایت فقیه براساس قرآن است که حکومت میکند. درست به این دلیل است که حکم و فرمان ولایت فقیه یکی است با حکم و فرمان ذات الهی. و با لا تر و برتر است از هر قانونی. مسلم است که از زمان استقرار حکومت اسلامی و مرجع قرار دادن قرآن است که کشور ما توانسته است به فن آوری هسته ای دست یابد و با قدرتهای اتمی به رقابت بر خواسته و آنها را به هراس اندازد. این را باید از معجزات قرآن و اسلام دانست نه از معجزات نظام جمهوری و یا نظام مردم سالاری.

در چنین صورتی با وجود قرآن چه نیازی ست به مراجع قانونگذاری. واقعیت آن است که انتخابات در حکومت اسلامی برای آن نیست که برگزیدگان ملت نمایندگان خود را به مجلس فرستاده تا در آنجا بشور و مشورت پرداخته تا از منافع مردم دفاع کنند. چرا که مردم در نظام الهی، نظامی که ولایت فقیه مشروعیت خود را از کلام الهی کسب میکند، همه باهم برابرند و تفاوت و تضادی بین آنها وجود ندارد. مردم همه بنده ی خداوند گاراند. بندگی انسان جوهر کلام الهی ست. خداوند بشر را بر اساس حکمتی الهی آفریده است و او را بنده کرده است که به حمد و ستایش او به پردازد. به صفوف نمازهای جماعت بنگرید، همه بدون استثنا، غنی و فقیر، توانا و ناتوان، قدرت مدار و ضعیف، زن و مرد، پیرو جوان، منافق و موافق، همه هم آهنگ و بدون استثنا روی به کعبه در برابر خداوند، سر طاعت و تسلیم فرود میآورند. چرا که او فرمانروای نهایی ست و مردم فرمان برند. خداوند همانطور که خود در باره خودش میگوید ارباب دو عالم است. عالم هستی و عالم نیستی. پس مردم همه، رعیت او یند. بنابراین نظامی که منشعب از اراده الهی است آیا میتواند نظم و انضباط اجتماعی را بر چیز دیگری جز نظام ارباب - رعیتی بنا بگذارد. مجلس تنها میتواند جایگاه نمایندگان رعیت ها باشد.

گفتیم که رعیت کسی است که فرمانبر است و مطیع. به این دلیل عقل و خرد او نا کامل است و ناقص. نادان است و کودکانه می اندیشد. دارای قوه درک و تشخیض نیست. نمیتواند خوب را از بد، درست را از نادرست تمیز دهد. خود مختاری در شأ ن رعیت نیست. او را نمیتوان آزاد گذارد که به آزادی نماینده خود را برگزیند. رعیت نمیتواند بداند که کدام رعیت منافق است و کدام مؤمن. کدام دارای پیشینه سالم و پاک است و کدام دارای پیشینه سو و ناپاک. رعیت احتیاج به راهنمایی و کمک دارد. ارباب نمیتواند رعیت خود را تنها و عاجز رها کند. باید از هر جهتی باو امداد رساند. این وظیفه را ارباب به شورای نگهبان واگذار نموده است و شورای نگهبان نیز هیات هایی بنام هیات های اجرائی به وجود آورده است که سوابق و پیشینه رعیت های انتخاب شونده را مورد تفتیش و بازرسی قرار دهند تا دقیقا مشخص شود که در " التزام عملی به اسلام" ثابت قدم اند و در ایمان شان بدان شک و تردیدی وجود ندارد. تنها از این طریق است که انتخاب شونده میتواند احراز صلاحیت، نموده مورد تایید قرار گیرد. البته التزام عملی باسلام را آیا میتوان چیزی بجز التزام و تعهد به نظم و انضباط و نظام ارباب - رعیتی دانست؟ التزام عملی باسلام یعنی فرمان بری و آری گویی ، اطاعت محض بدون سرکشی و چالش و اجتناب از نه گوئی.

اعتماد ملی گزارش میدهد که:

عبا سعلی کد خدایی، سخنگوی شورای نگهبان دیروز در اولین نشست خبری خود بعد از اعلام نظر هیات های اجرایی در خصوص تایید یا عدم تایید صلاحیت کاندیدا ها در جمع خبرنگاران بیشترین پاسخ را به همین موضوع داد . از کد خدایی سوال شد که بکی از روحانیون نماینده مجلس گفته شده که التزام عملی به اسلام ندارد و از این رو صلاحیت وی رد شده است. آیا میشود یک روحانی التزام عملی به اسلام نداشته باشد. کد خدایی پاسخ داد: عدم التزام به اسلام ، روحانی و غیر روحانی نمی شناسد. امکان این امر از نظر عقلی و عرفی وجود دارد( 7 بهمن، ض386).

حق با سخنگوی شورای نگهبان است که التزم عملی به اسلام روحانی و غیر روحانی نمی شناسد. شرط اساسی کاندید شدن آنست که جایگاه خود را بشناسی و پای خود را از گلیم رعیتی بیرون نگذاری و مست و مدهوش قدرت نشوی و فراموش نکنی که رعیتی بیش نیستی. بمنظور جلوگیری از ورود عناصر ناجور و نا مطمئن- و یا به عبارت بهتری آنهایی که به باور و ایمان شان به نظام مقدس و الهی ارباب رعیتی شک و تردید است- به مجلس شورای رعیت ها ست که هیات های تفتیش عقاید و اندیشه تحت نظارت شورای نگهبان بوجود آمده اند و انجام وظیفه میکنند. داشتن عبا و عمامه لزوما نشانی بر التزام عملی به نظام اربات- رعیتی نیست. درست است در میان آیت اله ها و حجت الاسلام ها و طلبه نیز میتوان افراد ناجور و نامطمئن یافت که در آن صورت امتیازات خود را از دست داده و با آنها نیز هم مانند رعیت رفتار میشود.

معمولا و بطور کلی آنها که در التزام عملی شان به اسلام و یا نظام ارباب- رعیتی شک و تردید و جود دارد به اصلاح طلبان مشهور شده اند که خود روزی از فیلتر تفتیش هیات های اجرایی گذشته، مردم را فریفته و به مجلس شورای رعیتها راه یافتند. برای مدتی نیز به رعیت های زمامدار و ممتاز تبدیل شده و شانه به شانه فرمانروایان و اربا بان زدند. اما بزودی مست و مدهوش از باده قدرت به زبان درازی و به چالش کشیدن نظام پرداختند: که نظام ارباب - رعیتی باید اصلاح شود. باید آنرا قانونمند کرد تا حقوق رعیت ها ضایع نشود. باید بفکر به زیستی آنها نیز بود. دشمن سازی، لاف و گزاف و تحریک و جنگ طلبی، رعیت ها را هرچه بیشتر دچار فقر و محنت و یاس و نا امیدی میکند. اگر چه زمانی که اصلاح طلبان زمام امور را بدست داشتند رعیت ها را بیشتر امیدوار ساختند و مشروعیت بیشتری به نظام ارباب- رعیتی بخشیدند.

اما همان تغییرات جزئی ار با بان حاکم را به هراس و وحشت انداخت. مباد که چشم و گوش رعیت ها باز شده و بر مطالبات خود پا فشاری کنند. برای جلوگیری از یک چنین پیش آمدهای ناگواری شورای نگهبان و هیات های اجرائی تفتیش عقاید تقویت بیشتر یافتند. لذا در انتخابات بعدی، مجلس و دولت یک دست از رعیت های مطیع و آری گو، به رهبری آقای احمدی نژاد و حداد عادل که در التزام عملی آنها به اسلام و یا نظام اربات- رعیتی شک و تردیدی وجود نداشت مباشر ارباب بزرگ، ولی فقیه شدند. در پاسخ به خوش خدمتی آنها است که هیات های اجرائی تفتیش عقاید و اندیشه، همه سعی و کوشش خود را خواهند کرد که رعیت های با ایمان و صادقی همچون احمدی نژاد و حداد عادل بر مسند مباشری و یا قانونگذاری خود باقی بمانند و خواهند ماند.

اما آیا تحول و دگرگونی بزرگی خواهد شد اگر بجای آقای احمدی نژاد حجت الاسلام کروبی ویا حجت الاسلام رفسنجانی مقام ریاست جمهوری را اشغال کنند؟ بعید به نظر میرسد که تغییر چندانی در ماهیت نظام ارباب - رعیتی که نظامی ست الهی بوجود آید. حتی ممکن است پایه های نظام ارباب – رعیتی را استحکام بیشتری ببخشند. زیرا که با کاستن از خشم و خشونت و سخت گیریهای رعیت های اصول گرائی همچون احمدی نژاد، ممکن است که بار دیگر پرتوی از امید در جامعه ی رعیت ها بتابد و تولید خطرکند.

اما اگر رعیت های اصول گرا به رهبری آقای احمدی نژاد زمام امور را بدست آورند که بدون تردید خواهند آورد، لازم بلکه واجب است که نه در حرف بلکه در عمل ثابت کنند که التزام عملی به اسلام دارند. در عمل تضاد و دشمنی خود را با غرب و تمدن غربی نشان دهند. نه فقط با شاخ و شانه کشیدن و رجز خوانی و تهدید و تحریک. بلکه با عملی تند و صریح که برای یکبار و همیشه جامعه اسلامی از جوامع استعمارگر غربی جدا و مشخص شود. بدین منظور قبل از آنکه آقای احمدی نژاد قدرت های بزرگ غربی را به چالش بکشد و آنها را براه انبیا هدایت کند، بهتر است کت و شلواری که ساخته دست انگلیسی ها ست از تن بیرون آورده و به پیروی از پیامبر اسلام البسه عربی به تن کرده و یا حداقل مثل حجت الاسلام رفسنجانی و کروبی لباس سنتی به تن کند. چرا که تا زمانیکه آقای احمدی نژاد به تن لباسی را دارد که اختراع انگلیسی ها ست، سخن فرسایی های ضد غربی او نادیده گرفته شده و او را غرب زده ای تام و تمام بحساب آورند. مضاف بر آن برای اثبات التزام عملی به اسلام، نه تنها خود باید لباس غربیها را از تن بیرون آورد بلکه باید در مجلس شورای رعیت ها نیز یک لایحه قانونی مبنی بر جلوگیری از تولید و توزیع و استفاده ا کت و یا کابشن و شلوار از مجلس رعیتها بگذراند و به پیروی از پیامبر اسلام و امامان یا البسه عربی و یا سنتی، یعنی قبا و عبا و عمامه را مرسوم و اجباری سازد. درست است که آقای احمدی نژاد و هیئت دولت رعیت ها، کراوات به گردن نمی بندند، ولی برای ضد غربی بودن کافی نیست. آقای احمدی نژاد اگر میخواهد اصالت خود را به نمایش بگذارد باید بداند کت و شلوار نمیتواند سازگار با حکومت اسلامی و نظام ارباب- رعیتی باشد. بنا براین امیدواریم که در صورت انتخاب این موضوع را در دستور عمل خود قرار دهد.



Links to this post:

Create a Link

<< Home