free web stats

روشنایی

critic of religion and power

Name:
Location: Iran

Wednesday, January 10, 2007

رئیس جمهور در خوزستان: تهدید و تحریک


رئیس جمهور
در خوزستان:
تهدید و تحریک

آقای احمدی نژاد در ادامه سفرهای استانی خود برای آماده سازی شرایط دنیا برای ظهور و خروج از غیت، باستان خوزستان سفر نمود. در آنجا جمعیتی بزرگ از توده های مردم- که بسختی میتوان گفت که برضای خود آمده و یا بهزینه و خرج "بیت المال" بآنجا آورده شده بودند که بسخنان آتشین و توفتده آقای رئیس جمهور گوش فرا دهند. در این سخنرانی آقای احمدی نژاد نشان داد که بیش از آنکه لازم باشد دارای خصوصیاتی استثنایی است، خصوصیاتی که تنها میتوان در امامان مقدس یافت. مثل بی باکی و جسارت در درگیری با ابر قدرتهای ستمگر. او هرگز آنقدر توفتده، آنقدر برنده و آنقدر تهدید کننده برای هیچ جمعیتی برجز خوانی نپرداخته بود. او آب پاکی را بدست همه ابر قدرتها ی ضد بشر دنیا پرست مادی کیش ریخت و قویا خاطر نشان ساخت که داد و فریاد بیفایده است وباید در برابر مردم ایران "تسلیم" شوند. که ایران همچنان با گامهای استوار بسوی کامل ساختن چرخه هسته ای گامهای اساسی و نهایی را برداشته است.
روزنامه اعتماد (14 دی) گزارش میدهد که:
محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري با بيان اينکه ايران به زودي توليد صنعتي سوخت هسته يي را آغاز خواهد کرد گفت؛ متاسفانه دشمنان بشريت به حق خود قانع نيستند، اما بايد بدانند هر چه دست و پا بزنند و حنجره هاي خود را پاره کنند، مجبور خواهند شد که در برابر صفوف ملت ايران سر تسليم فرود بياورند و حق ايران را به رسميت بشناسند. با نشستن و برخاستن و تبليغات و فرياد زدن نمي توانند حقوق ايران را زير پا بگذارند. دفاع از حقوق هسته يي و پايداري مردم ايران در مقابل فشارها براي دستيابي به اين حق محور سخنان رئيس جمهوري در بيست و چهارمين سفر استاني اش بود. احمدي نژاد در ادامه سفر خود به خوزستان در جمع مردم گتوند تاکيد کرد؛ ملت ايران ده ها سال است که تصميم خود را گرفته و مصمم است که با تدبير و اقتدار در همه عرصه ها از حق خود دفاع کند. ايران عزيز هسته يي است و چرخه کامل سوخت هسته يي را در دست دارد و به زودي توليد صنعتي سوخت هسته يي را آغاز خواهد کرد و به فريادهاي پوچ و دنياطلب قدرتمندان توجه نخواهد داشت.

بنظر این نگارنده این سخنان بیانگر این واقعیت است که دوران ولایت که با موج اول انقلاب آغاز گردید حال باظهور موج دوم انقلاب برهبری آقای احمدی نژاد، بپایان گرائیده و در آستانه دوران امامت قرار گرفته ایم. مقاومت، عزم و اراده راسخ در مواجه با قهر و قدرتهای دنیای پرست تنها میتواند یاد آور صحرای کربلا باشد. آقای احمدی نژاد قبل از هر چیزی یک مقلد با وفا ست. امام برای او الگوی نهائیست. در گیری کربلا قدمی بسوی قیامت بود. در گیری آقای رئیس جمهور نیز با قدرتهای بزرگ دنیا، گامی است استوار بسوی قیامت. قیامت زمانیست که حق بحق دار میرسد. " دشمن بشریت" نابود شده، بساط ظلم و ستم برچیده میشود و عدل الهی برقرار میگردد. بی جهت نیست که هیچیک از مسائل داخلی برای آقای رئیس جمهور دارای اهمیت وافی نیستند. نه بیکاری جوانان، نه فساد و رانت خواری، نه اعتیاد و فحشا، نه رکود افتصادی و فرار سرمایه ها و مغزها، نه بحران کمبود بنزین و اساسا فرو ریزی زیربنای افتصادی کشور، نه افزایش فقر و محنت. او با کامل کردن چرخه سوخت در پی آن است که سلطه قدرتها بزرگ بر جهان را بپیان آورد. او به پیشواز مقابله با آنها میرود و آنها را دعوت بیک زور آزمائی میکند. او واهمه ای از حربه های کشنده و ویران کننده اما مادی ابرقدرتها ندارد. چرا که او با نیروی معنوی الهی برزم با دشمن میپردازد. او بتقلید و تبعیت از امام خود حاظر است که تا آخرین قطره خون خود خونریزد تا رضای خدا تحصیل شده و بقیامت قدمی نزدیکتر شود. مسائل مادی زندگی چیز نیست که شهید زنده این همچون ریاست جمهوری بآن توجهی داشته باشد. هرگز در شان او نیست.
وای بآن روزی که مردم امامت آقای احمدی نژاد را باور کنند. نتوان آنها را سرزنش کرد اگر هم باور کنند و ایمان آورند که قیامت قرین شدن باسعادت است و رسیدن بآن جزء آرمان وامال بشریست. در چنان صورتی باید هزینه آنرا با جنگ و ویرانی بپردازند. اما این توده های خوشباور از کدام منبع کسب آگاهی کنند؟ آیا تاکنون شنیده اید در مخالفت با برنامه های انرژی هسته ای کسی کلمه ای در نفی و انتقاد بزبان آورد؟ تنها میتوان در تایید و موافقت دهان گشود. در غیر آن، جاسوس بیگانه هستی و خیانتکار و خائن در خدمت اجنبی. اتهاماتی که در هر دادگاهی در حکومت اسلامی خونت را مباح میسازد.
مسلم است که کامل ساختن چرخه سوخت هسته ای درد عقب ماندگی ملت ایران را درمان نکند، اما گویا تنها داروی درد امامت آقای رئیس جمهور است. او رویای توسعه و گسترش قلمرو امامت و امپراتوری شیعه را در سر میپروراند. او از جانب مردمی سخن میراند که آنها را وادار بسکوت ساخته و از حق شنیدن آوای مخالف محرومشان ساخته است. البته وقتی آقای رئیس جمهوری در حضور آگاهان روشن نگر دانشگاه امیر کبیر قرار میگیرد با بیشرمی پای بگریز میگذارد. این بدان معناست که تنها در آزادی است و نبود ترس ار تنبه و مجازت در شکنجه گاههای نظام عدالت گستر اسلامی است، که ملت میتواند به بروز آورد آنچه هست.
اخیرا بعضی از تحلیلگران سیاسی حاظر شده اند در مناظره ایکه رادیوی نو تاسیس "گفتگو" که گفته میشود نزدیک بجبهه آیت اله خامنه ای است شرکت جویند مشروط بر آنکه مسولیت آنچه مورد بحث قرار میگیرد آن را رادیو خود بعهده گیرد.
بنظر میرسد در شرایط کنونی تاخت و تاز ریاست جمهوری را کسی جلودار نیست. پیشروی تا شکست، البته یک پدیده الهی-فقاهتی است. گروگانهای آمریکائی بیش از 400 روز در زندان انقلابیون موج اول، نگاه داشته شدند. سپس آنها را بقیمت میلیاردها دلار از ثروت ملت ایران تقدیم دولت آمریکا نمودند. هشت سال جنگ را علیرغم پیشنهادات مکرر صلح همراه ارائه مبالغ هنگفتی بعنوان غرامت جنگی، ادامه داد. سرانجام وقتی به عدم توانائی خود برای ادامه جنگ بمنظور تسخیر قدس از راه کربلا آگاهی یافتند، حضرت امام خمینی اعتراف کرد که زمان آن رسیده است که جام زهر را سر بکشد و قرار داد صلح را امضا کند. اما اگر بلحاظ تحکیم و تداوم قدرت بآن وقایع بنگریم میتوان آنها را بسیار عقلانی و سودمند خواند. بدون آن بحرانها بعید بنظر میرسد امروز شاهد جلوس امام چهاردهم بر اریکه قدرت باشیم. اکنون نیز آقای رئیس جمهور دفاع از حقوق ملت بمنظور کامل ساختن چرخه سوخت انرژی هسته ای را تبدیل بچماقی کوبنده نموده و بر سر آن کوبد بیرحمانه، او را حفه و خاموش نموده اگر نگوید آنچه امام احمدی نژاد گوید. هرچه او گوید حقیقت است و بنابراین مطلق. بهمین دلیل نوای نفی و مقاومت را هرگز بگوش خود نشنوی. و باقصا نقاط کشور سفر کند که مردم را وا دارد که گویند هرچه او گوید.

حال اگر ملت بواقع باور کنند که سعادت و خوشی و پیشرفت نسل کنونی و نسلهای آینده در گرو صنعتی ساختن چرخه سوخت انرژی است. باید در همان راهی گام بردارند که مردم آلمان و ژاپن و ایتالیا گام برداشته اند. اول جوانان خود را باید ینیفورم پوشند بمیدان جنگ با کفار و مشرکین بفرستند، سپس خود وارد میدان مبارزه شوند. اگر ملت باور میکنند آنچه حاکمان گویند، باید آماده باشند که هزینه آنرا نیز بپردازند.
اما آقای رئیس جمهور لحظه ای حاضر نیست بآن اندیشه کندکه تحمیل قالبها و مقوله های مذهبی بر سیاست در دنیای مدرن ممکن است که بازنده از میدان برون آید. او در شوق یک درگیری نظامی با غرب بسختی میسوزد. بهمین دلیل ادبیات و زبانش بطور روز افزونی تهدید کننده و بسیار تحریک آمیز گردیده است- همچنانکه در بالا آمد. اما غرب درس خود را آموحته است. وارد جنگ فرساینده تحریم اقتصادی میشود. بنظر نمیرسد وعده هائی که آقای احمدی نژاد در باره جشن هسته ای بمردم ایران میدهد، غرب را هراسناک کرده باشد و به یکباره آرزوی آقای احمدی نژاد را با یک حمله نظامی بایران بر آورده ساخته و آن فرصت را برای وی فراهم آورند تا همچون ناجی بشریت، پا بصحنه گذارده ودر راه برقراری نظام عدل و عدالت اسلامی خود را شهید سازد.

حرف روشنایی: تداوم فرهنگ خون و انتقام

حرف روشنایی:
تداوم فرهنگ

خون و انتقام


صدام حسین بدار مجازات آویخته شد و زندگی جنایتبارش خاتمه یافت. اما فرهنگ خون و انتقام که صدام در آن پرورش یافت، ادامه خواهد یافت. صدام حسین در طول 35 سال حکومت قریب به دو ملیون از مردم عراق را بهلاکت رساند. از زمان سرنگونی صدام تاکنون طبق گزارشهای خبر گزاریها جسد چهارصد هزار نفر در بیش از دویست قبر دسته جمعی پیدا شده اند. از صدها هزار دیگر که در لشگرکشیهای صدام بایران و کویت و یا در مقابله با آمریکا کشته شده اند لازم بیاد آوری نیست. بعبارت دیگر، صدام حسین بیش از هر کسی و یا هر کشور دیگری دست خود را بخون عرب آغشته ساخت. در مقام قیاس تعداد اعرابی که بدست اسرائیلیها کشته شدند بسیار اندکند در برابر آنها که بدست صدام بقتل رسیده اند.

با این وجود هرگز اعتراضی در جهان عرب- چه بوسیله دولتها ویا مردم- بحکومت سرکوبگر، و خون و خشونت صدام بگوش نرسیده است. نه تنها در برابر بیرحمی، خشم و خشونتی که صدام بمردم عراق روا میداشت اعراب ساکت و صامت ماندند، بلکه بعضی در جهان عرب او را قهرامان و ناجی خود تلقی میکردند و هنوز هم میکنند. چه چیز میتواند این سکوت مرگبار را توضیح دهد. آیا رنگ خون عربی که بدست اسرائیلیها کشته میشود، تفاوتی دارد با آنکه بدست صدام کشته میشود؟ اگر جهان اسلام و بویژه جهان اعراب آنقدر که حساسیت باعمال زشت اسرائیل در سرزمینهای اشغالی نشان میدهند، ذره ای حساسیت نسبت به خشونت و خونریزی و سرکوب رژیم صدام حسین نشان میدادند، ممکن بود امیدی را در دل در باره آینده اعراب و کشور های مسلمان زنده سازد. اما تا زماینکه مردم عراق و یا اعراب نتوانند صدام را بنگرند همانگونه که بوده است. فرهنگ خون و انتقام ادامه خواهد یافت. حقیقت آنستکه وجود اسرائیل سبب گردیده است که اعراب و مسلمانان چشم خود را بروی استعمار و استبداد داخلی ببندد و در پی آن روان شوند که در لباس دشمن اسرائیل و آمریکا ظاهر شود. گوئی مهم نیست آن فرد کیست و باورها وارزشهایش چیست، حتی اگر قاتل و جنایتکار و دژخیمی همچون صدام باشد. بنظر میرسد که وجود اسرائیل و آمریکا بهانه خوبی ست برای ادامه حکومتهای خشم و خشونت و خونریزی در جهان اسلام. اینست حرف روشنایی.

اعدام
صدام حسین


طبق گزارش خبرگزاریهای جهان صدام حسین بزودی بدار مجازات آویخته خواهد شد. بدون تردید بسیاری به پایکوبی و شادی خواهند پرداخت و نادانسته تداوم فرهنگ خون و انتقام را تا آینده ای دور تضمین کنند.

آویختن صدام حسین بدار ممکن است بلاحاظ احساسی ارضا کننده باشد ولی مرحمی بر هیچ دردی نیست. واقعیت آن است، قدرت و تحکیم قدرت بدون ریزش خون امکان پذیر نیست. صدام حسین بارگاه قدرتش را با کشتار مخالفین و منتقدین خود استوار ساخت. اگر نامش را ببدی بزبان میآوردی زبانت از حلقوم بیرون کشیده میشد. جنایات صدام بیشمار و ناگفتنی است. جنایاتی که مرگ صدام آنها را در پرده ابهام نگاه خواهد داشت. کشتن صدام قبل از آنکه پرده از تمامی جنایاتش برداشته شود، شرایط را برای ظهور صدامی دیگر آماده میسازد.

اگر قدرت میتوانست بر اساس عطوفت و بخشایش استوار و تبلور انسانیت انسان گردد، صدام باید تا آخرین لحظات زندگی اش در دادگاه به جنایاتش پاسخ میگفت.
تنها از طریق افشای تمامی جنایات صدام است که میتوان امیدوار بود که وقفه ای در فرهنگ خون و انتقامجوئی بوجود آید. زنده نگاهداشتن صدام و ادامه محاکمه وی در دادگاهای صالح و منصف، یک فرصت تاریخی برای گذار از فرهنگ استبداد و سرکوب را بفرهنگ بینایی و روشنایی فراهم میآورد. متاسفانه این فرصت تاریخی با بدار آویختن صدام ازدست خواهد رفت. اینست حرف روشنایی.